افلاک
مطالب نجومی
منبع: خبرگزاری مهر ستاره شناسان آلمانی توده ابری از گرد و غبار ستاره ای را در کهکشان راه شیری کشف کرده اند که بو و طعم میوه جنگلی تمشک را دارد. به گزارش مهر، گروهی از پژوهشگران مرکز رادیو ستاره شناسی موسسه ماکس پلانک آلمان پس از سالها تحقیقات بر روی توده های ابری ذرات گرد و غبار کهکشان راه شیری با هدف کشف مولکولهای پیچیده توانا در دادن حیات، توده ابری را با شناسه Sagittarius B2 کشف کردند که محتوی ماده شیمیایی "اتیل ستونی" است که طعم و رایحه میوه تمشک را دارد. برپایه گزارش ساینس دیلی، این ستاره شناسان با استفاده از رادیو تلسکوپ "موسسه رادیو ستاره شناسی میلیمتریک" در اسپانیا موفق شدند تشعشعات الکترومغناطیسی گسیل شده از سنگین ترین منطقه توده ابری Sagittarius B2 را تجزیه کنند. این منطقه سنگین در اطراف ستاره ای که به تازگی متولد شده است می چرخد. نتایج این تجزیه ها نشان داد که این توده ابری محتوی ماده "اتیل ستونی" است. این ماده یک ترکیب آلی تشکیل شده از کربن، اکسیژن و هیدروژن است. این سه عنصر در تشکیل اسیدهای آمینه شرکت دارند. این توده ابری همچنین محتوی ماده کشنده ای با عنوان "ان- پروپیل سیانید" است. به گفته این محققان، تاکنون این دو ماده هرگز در فضا پیدا نشده بودند. از جمله جالب ترین موادی که دانشمندان علم نجوم و اختر فیزیک ، به دنبال کشف ماهیت آن هستند ، ماده ی تاریک است . به جرأت می توان گفت که ماده تاریک جز ناشناخته ترین اجرام کائنات محسوب می شود .اولین بار نظریه وجود جرمی ، به عنوان ماده تاریک ، توسط فریتز زویکی ارائه شد . زویکی از آن دست دانشمندانی بود که مدام در حال انجام محاسباتند . وی بر روی نظریه سرعت کهکشان ها کار می کرد که متوجه شد چیزی موجب ایجاد اشتباه در محاسبات وی می شود.در اینجا بود که برای اولین بار به ماده تاریک فکر کرد. با توجه به خواصی که او برای ماده تاریک پیش بینی کرده بود تمام اشتباهات وی در محاسباتش، پوشش می یافت . گرچه بعد ها بسیاری از آن ها رد شدند . احتمالا بسیاری از شما می خواهید بدانید که این جرم چیست و از چه موادی تشکیل یافته است.منظور از ماده تاريک در اخترفيزيک و کيهانشناسي، نوعي ماده فرضي است که ترکيب آن مشخص نيست و از خود نيز آن اندازه امواج الکترو مغناطیس بازتاب نمي کند که بتوان مستقيم آن را مشاهده کرد، اما با توجه به اثر گرانشي آن روي ماده مرئي مي توان به وجودش پي برد. طبق رصد های انجام شده ، ماده تاریک تشکیل دهنده بخش زیادی از جهان قابل مشاهده است . جرم ماده تاريک موجود در جهان از جرم ماده «مرئي» بسيار بيشتر است. تنها حدود 4 درصد از کل چگالي انرژي موجود در جهان را مستقيم مي توان مشاهده کرد (با توجه به اثرهاي گرانشي آن). گمان مي رود بیست و دو درصد از جهان از ماده تاريک و هفتاد و چهاردرصد باقي مانده نيز از انرژي تاريک تشکيل شده باشد که در تمام فضا نفوذ کرده است. تعیین ماهیت این جرم یکی از مهمترین مسأله های فیزیک کوانتوم و کیهانشناسی نوین است . زیرا گفته می شود که این ماده در تشکیل ساختار و تکامل کهکشان ها نقش مهمی را ایفا می کنند . نظریات زیادی در مورد مواد تشکیل دهنده این جرم ارائه شدهاست ، البته باید متذکر شویم که کلیه آن ها تنها در حد یک نظریه هستند . نظریه اول: ماده تاريك ممكن است از چيزهاي معمولي مثل جنس سيارات تشكيل شده باشد ، اما اين نظريه چندين مشكل دارد. به همین دلیل یک نظریه ناموفق محسوب می شود . نظریه دوم: ستارگان تاريك - ژوپيترها، كوتوبه هاي قهوه اي، كوتوله هاي سفيد نظریه سوم: ماده عجيب نظریه چهارم: نوترينو ها اخبار ماده تاریک: سرانجام پس از سالها تلاش، ردپاي يكي از گريزانترين ذرات تشكيلدهنده ماده تاريك فرار توسط يك دوربين و بر روي يك فيلم عكاسي شناسايي شد. اين ذره كه چگالي دارد و به لحاظ بار الكتريكي خنثي است، از خود اثري بر روي يك صفحه فتوگرافي بر جاي گذاشته است. طول عمر اين ماده با ذره بنيادي فرضي آكسيون (AXION) قابل مقايسه است. به راستی ماده تاریک در دوران اولیه کیهان چه نقشی داشته است؟ از آنجا که بخش وسیعی از عالم، از ماده تاریک تشکیل شده ،روشن است که این ماده اسرار آمیز در روند عالم تاثیر به سزایی دارد. همچنان که ستارگان اولیه در درون هاله هایی از ماده تاریک در کنار هم گرد می آمدند، پروسه ای که از آن تحت عنوان سرد شدن مولکولی هیدروژن یاد می شود،به ،فروپاشی آنها به داخل ستارگان کمک می کرده. البته این ایده متداولی است که مورد پذیرش شمار زیادی از اخترشناسان می باشد. اگر این ستارگان به میزان کافی پایدار باشند، احتمال می رود شماری از آنها هنوز هم وجود داشته باشند.این بدان معنا است که جمعیت های ستارگان نخستین هیچگاه به مرحله "رشته اصلی" نرسیده اند و همچنان در پروسه توسعه نیافته نابودی ماده تاریک به سر می برند و به بیان دیگر عقب مانده اند. منبع : دانشنامه رشد کیهان شناسان میزان موجود در عالم را با پارامتری به نام امگا مورد بحث قرار میدهند. در یک عالم بسته یعنی عالمی که جرم آن در حدی است که عاقبت در خود فرو می ریزد، امگا بیش از 1 تعریف میشود. در یک عالم باز یعنی عالمی که تا ابد اجزای آن در حال دور شدن از یکدیگر هستند امگا کمتر از 1 است و یک عالم مسطح بطور ایدهآل امگایی برابر 1 خواهد داشت. میزان ماده قابل مشاهده موجود در عالم در حدود 0.05 = امگا است و به هیچ وجه بیش از آن نمیباشند. نظریه پردازان مایلند امگای عالم را چیزی در حدود 1 در نظر بگیرند به آن معنی که ماده تاریک 0.95 = امگا یا 95% عالم را تشکیل داده است. 90 درصد از کل عالم به شکل ماده تاریک است که اصلا دیده نمیشود، بنابراین اخترشناسان اوقات زیادی را به بررسی و نقشه برداری از این مواد صرف میکنند. نظریه پردازان در تلاشند تا از توزیع این ماده تاریک در عالم ، نقشهای ترسیم کنند. برخی از اخترشناسان معتقدند ماده تاریک به شکل کروی پیرامون کهکشانها قرار دارد، در حالی که جمعی دیگر معتقدند که این ماده تاریک به شکل صفحهای در عالم پراکنده است. معضل اصلی اخترشناسان این است که نمیتوانند این ماده را ببینند، بنابراین اظهار نظر قطعی درباره هر یک از دو نظریه فوق برایشان کاری بسیار سخت است. شبیه سازیهای خاصی که برای کهکشان NGC4753 انجام شده است نشان میدهد که بیشتر ماده تاریک این کهشکان به صورتی کروی پیرامون کهکشان قرار گرفته است و کمی هم پخ شدگی دارد (مثل یک همبرگر بزرگ). اهمیت چنین بررسیها و شبیه سازیهایی در این است که اگر اخترشناسان برای بررسی یک کهکشان فقط به شکل آن در محدوده ماده روشنش بپردازند، هیچگاه دادههای دقیقی بدست نخواهند آورد. در حالی که با اتکا به ماده تاریک هر کهشکان تا حد زیادی شکل حقیقی آن کهکشان بدست میآید. زندگی یک ستاره: مطالب جالب تر و خواندنی در ادامه مطلب.... برای خواندن ادامه روی لینک ادامه مطلب کلیک کنید... منبع:شاخه آماتوری انجمن نجوم ایران
مقدمه در فاصلهای حدود 200000 سال نوری از کهکشان ما دو کهکشان کوچک به نام ابر ماژلانی وجود دارند. این دو کهکشان با جریانی از گاز به هم الحاق مییابند. از سوی دیگر ، این کهکشانها با جریان طویلی از گازها به نام جریان ماژلانی به کهکشان ما متصل میشوند. ممکن است این جریانهای گازی در اثر برخورد نزدیک سه کهکشان ، حدود 200 میلیون سال پیش بوجود آمده باشند. ابر ماژلانی کوچک فاصله تخمینی ابر ماژلانی کوچک 180،000 سال نوری است که آن را اندکی ابر ماژلانی بزرگ قرار میدهد. با چشم برهنه در صورت فلکی توکان ، نزدیک قطب جنوب سماوی دیده میشود. اما قطر آن فقط نصف قطر ابر ماژلانی بزرگ است. باید به یاد داشت که مطالعه قیفاووسیهای آن به کشف منحنی دوره تناوب - قدر مطلق انجامید. این ابر شامل تعداد زیادی ستاره کمسو از قدر 11 تا کمسوترین ستارگان شناخته شده است. علاوه بر این یک یا چند پرتو ایکس نیز دارد. سرعت دور شدن ابر ماژلانی کوچک به اندازه قابل ملاحظهای کمتر از سرعت ابر ماژلانی بزرگ و تقریبا برابر 160 کیلومتر در ثانیه است. ابرهای ماژلانی بزرگ و کوچک را اغلب اوقات ، اقمار کهکشان ما به شمار میآورند. ابر ماژلانی بزرگ کهکشانی که از همه به ما نزدیکتر است، ابر ماژلانی بزرگ است که فاصله آن کمتر از 150،000 سال نوری است. با چشم برهنه در صورت فلکی ماهی طلایی نزدیک به قطب جنوب سماوی دیده میشود. به لحاظ شکل بیضوی نامتناظم است. ابعاد آن به چشم ، در حدود 12 درجه در 4 درجه است. درواقع طول قطر بزرگ آن 30،000 سال نوری است. ابر ماژلانی بزرگ اجرام جالب توجه زیادی را شامل میشود.از آن جمله در حدود 1500 متغیر قیفاووسی بیش از یکصد چشمه قوی و مجزای رادیویی و نیز سحابی بزرگ حلقه زده که نام دیگرش 30-ماهی طلایی است، قابل توجهند. (تصاویر رو بعدا قرار میدم) خدانگهدار پس از ماه گرفتگی زیبای 2 اسفند 1386 این بار شاهد یک ماهگرفتگی دیگر این بار از نوع جزئی با قدر گرفت 81.3 درصد خواهیم بود. در واقع 15 روز پس از خورشیدگرفتگی 11 مردادماه 1387 که در ایران به صورت جزئی قابل رویت بود، این بار قسمتی از ماه در سایه زمین فرو خواهد رفت و برای مدتی مهتاب رنگ قرمز بر خود خواهد دید. این ماه گرفتگی جزئی در حالی تمام مراحل آن در ایران قابل مشاهده است که نزدیک به 30 سال است که چنین خسوف جزئی عمیقی را تاکنون در ایران شاهد نبودهایم و در واقع آخرین آن به تاریخ 22 اسفند 1357 باز میگردد. این در صورتی است که برای رصد خسوف کلی بعدی در ایران نیز بایستی تا 25 خرداد 1390 منتظر بمانیم. اگر چه خسوف جزئی، نادرترین نوع ماهگرفتگی است. ولی طی سالهای آینده تعداد زیادی از این نوع را در ایران شاهد خواهیم بود. وضعیت ماه گرفتگی در جهان خسوف فوق از خانوادهی ساروس 138 است که مدتی است وارد سنین میانسالی شده است. سپس خسوف جزئی در ساعت 00:05:45 بامداد 27 مرداد ماه آغاز میگردد و ماه رفته رفته وارد سایه زمین میشود تا جایی که تا ساعت 01:04:09 حدود 81 درصد از قطر ماه در سایهی زمین قرار میگیرد. سپس از این لحظه به بعد ماه به آرامی از سایه زمین خارج میشود تا جایی که با گذشت 3 ساعت و 9 دقیقه در ساعت 03:14:38 ماه به طور کامل از سایه خارج میشود و سپس خسوف نیمسایهای نیز در ساعت 04:27:06 به پایان میرسد همانطور که در نقشه مشاهده میکنید، خاورمیانه، آفریقا، اروپا، آسیای مرکزی و آمریکای جنوبی این گرفت را مشاهده میکنند (البته قسمتی از آمریکای جنوبی و آسیای شرقی گرفت نیمسایه را شاهد خواهند بود). اما بهترین زمان و مکان برای رصد این گرفت در سواحل جنوب شرقی قاره آفریقا است. همانطور که از تصویر نیز مشخص است کشور ایران در این گرفتگی دارای وضعیت مناسبی خواهد بود و ماه در تمام لحظات خسوف در بالای افق به سر میبرد. به گونهای که شما رصدگران مراحل این گرفت جزئی را به طور کامل مشاهده خواهید نمود منبع:nojumnews به قول یه دوست: نماز آیات یادتون نره و موقع تماشای کسوف به یاد ما هم باشین... مواظب چشاتون باشین و همین جوری زل نزنین به کسوف!حرفای آقای ترابی و ابراهیمی سراجی رو که یادتون نرفته؟! من به علت تنبلی بیش از حد : هنوز نمیدونم با چه گروه نجومی باید واسه رصد برم!ولی هر جا بشه به زور همراهشون میرم!مطالب این هفته رو لطفا با دقت بیشتر بخونین:
اگر شما قصد دیدن کسوف را دارید یک فرصت کم یاب پیش روی شماست تا بتوانید این کسوف را بصورت کلی ببینید؛ بد نیست بدانید اغلب مکان هایی که کسوف کلی در آن رخ می دهد دارای جمعیت کمی در سیاره ما هستند و گاها جویندگان کسوف به دلیل گران بودن تور ها برای سفر به این مناطق منصرف می شوند و بعضی وقت ها فقط به خاطر وضعیت بد جوی نا کام می مانند. ولی پاسخی برای این مشکلات وجود دارد. کسوف جمعه از ورای کانادا، گرینلند و قسمت هایی از روسیه و چین می گذرد. گرچه سفر و رویت کسوف از نزدیک لذت دیگری دارد، ولی ناسا این خورشید گرفتگی را به صورت زنده از اینترنت پخش خواهد کرد. طراح این برنامه گفته است: خورشید گرفتگی 11 مرداد در کشور من (انگلستان) به صورت 90% دیده می شود، من تصمیم گرفتم در خانه ام بمانم و با وضعیت بد جوی کشور انگلستان این پدیده را ببینم و در نهایت درصدد رویت "حلقه الماس" بر آمدم؛ ولی ابزار من آنقدر قدرتمند نبود. این اتفاق مرا به فکر ساخت پروژکتور خورشیدگرفتگی انداخت. این پروژکتور همراه یک جفت دوربین دوچشمی و سه پایه برای دوربین عکاسی بود که می توانست از طریق دوربین دوچشمی عکس بگیرد. از دیگر مشکلات رصد خورشید گرفتگی این است که اغلب شما مکان را درست ولی زمان را اشتباه انتخاب میکنید یا مکان را غلط و زمان را درست انتخاب می کنید و نمی توانید این کسوف را رصد کنید، البته رصدگر های با تجربه با استفاده از تجربه می توانند از کسوف و آسمانی صاف لذت ببرند. ولی اکثر مردم ترجیح می دهند از عکس و فیلم های گرفته شده توسط باقی مردم این پدیده را دنبال کنند. کسوف روز جمعه همانند باقی کسوف ها فقط با این تفاوت که در کانادا شروع می شود و از بالای گرینلند می گذرد و در نهایت به مرز روسیه چین مغولستان ختم می شود. هرچند که جویندگان کسوف مانند آقای کسوف ناسا به شمال چین سفر می کنند تا از نزدیک شاهد ماجرا باشند، اما انجام این کار برای همه آسان نیست. همانطور که می دانید المپیک در هفته دیگر آغاز می شود هزینه های سفر به چین بسیار گرانتر می شود بطوریکه سفر با تور های چینی با قیمتی نزدیک به 3000-6000دلار تمام می شود و اگر خیال سفر به قطب شمال یا مناطق یخی روسیه را دارید باید 23000دلار بپردازید، در صورتیکه ناسا کسوف را لحظه به لحظه آن هم به صورت زنده از چین در اینترنت انتقال خواهد داد و شما میتوانید با استفاده از صفحه خانگی ناسا به آدرس www.nasa.gov در خانه این پدیده جذاب را رصد کنید. آدرس مستقیم برنامه خورشید گرفتگی شبکه تلویزیونی ناسا: این برنامه ساعت 14:30 به وقت تهران شروع می شود و در بازه زمانی 15:38 تا 15:40 خورشیدگرفتگی کلی را از چین نمایش خواهد داد. منبع مطالب:nojumnews
ستاره شناسان دانشگاه تکزاس در آستین و موسسه ماکس پلانک آلمان نشان دادند جرم این سیاه چاله که در قلب کهکشان عظیم M۸۷ قرار دارد ۴/۶ میلیارد برابر جرم خورشید است.
این اندازه گیریهای جدید نشان می دهند که سیاه چاله های دیگری که در کهکشانهای نزدیک به کهکشان راه شیری قرار دارند نیز می توانند سنگین تر از اندازه هایی باشند که در حال حاضر دانشمندان از آنها آگاهند. همچنین این اطلاعات می تواند به ستاره شناسان در حل معمای بزرگ چگونگی توسعه کهکشانها کمک کند.
نتایج ین کشف که در دویست و چهاردهمین اجلاس سالانه انجمن ستاره شناسی آمریکا مطرح شده است می تواند برای درک بهتر ارتباط میان کهکشانها با سیاه چاله ها مفید باشد.
این دانشمندان در این خصوص اظهار داشتند: "اگر شما جرم یک سیاه چاله را تغییر دهید می توانید چگونگی ارتباط میان سیاه چاله با کهکشان را هم تغییر دهید."
براساس گزارش سایت space.com، کهکشان M۸۷ در فاصله ۵۰ میلیون سال نوری از زمین قرار دارد. M۸۷ از اولین کهکشانهایی است که احتمال وجود یک سیاه چاله در مرکز آنها به اثبات رسیده است.
این کشف با کمک تلسکوپ VLT رصدخانه اروپایی نیمکره جنوبی در شیلی و تلسکوپ جمینی در هاوایی انجام شده است.

![]()
ماده معمول ديگري كه مي تواند تشكيل دهنده ماده تاريك باشد ستارگاني هستند كه جرم كافي براي سوختن و درخشان شدن ندارند؛ البته این نظریه تا کنون بسیار موفق بوده است .
اين ماده آنقدر ها هم عجيب نيست فقط ماده اي است كه الكترون، نوترون و پروتون ندارد. بسياري از چنين ذرات شناخته شده اند و چند مورد از آن ها در حد تئوري هستند تا بتوان مشكل ماده تاريك را حل كرد. این نظریه تا کنون موافقان زیادی نیز داشته است .
نوترينو ها ذرات بدون جرمي هستند كه وجودشان ثابت شده و لي دلايلي وجود دارد كه نشان داده گاهي اوقات جرم بسيار كوچكي دارند. در عالم مقدار بسيار زيادي از اين ذرات وجود دارد، با اين حال حتي يك جرم بسيار كوچك هم براي کشف معمای ماده تاريك پر اهميت است.بر اساس یافته های اخیر فیزیک دانان ، نسبت بین مقدار ماده تاریک و ماده معمولی برای شکل گیری حیات مناسب است . مقدار کل ماده تاریک حدودا پنج تا شش برابر ماده معمولی تخمین زده می شود. این تفاوت بسیار زیاد به نظر می رسد ، در حالیکه بنظر دانشمندان باید بیش از این نیز می بود! زیرا ماده تاریک در روندی کاملا جدا از روند تشکیل ماده تاریک شکل یافته است .
نخستين ردپاي ماده تاريك بر روي يك فيلم عكاسي شناسايي شد .
گروهی از محققین بر این عقیده اند که مواد چگال تشکیل دهنده ماده تاریک، با شکل گیری ستارگان تاریک نخستین ، مانع از ورود نسل اولیه ستارگان به مرحله "رشته اصلی" شده اند.ستارگان تاریک به جای سوختن هیدروژن ( همجوشی هسته ای)،با نابودی ماده تاریک گرم می شدند و به احتمال زیاد این ستارگان هنوز هم در گوشه ای از کیهان وجود دارند.
تنها چندین صد هزار سال پس از انفجار بزرگ با سرد شدن تدریجی کیهان، مواد اولیه از ابر های گاز یونیده ابر گرم جدا شدند و در اثر گرانش گرد هم آمدند و ستارگان نخستین را شکل دادند.اما این ستارگان با ستارگانی که ما امروز می بینیم تفاوت های عمده ای داشته اند.آنها به طور کلی از هیدروژن و هلیم تشکیل می شدند و پس از این که جرم شان بسیار زیادی می شد با انفجاری مهیب تبدیل به ابر نو اختر می گشتند. انفجار های ابر نواختری پی در پی و همجوشی هسته ای این دست از ستارگان، باعث ورود عناصر سنگین تری به کیهان می شد.
ماده تاریک در دوران اولیه کیهان، حکم فرما بوده است. این ماده اسرار آمیز با گرانش خود مواد موجود در کیهان را به دور هم جمع کرده و هاله ای آز آنها تشکیل می داده است.
اما عده ای از محققین ایالات متحده بر این عقیده اند که ماده تاریک صرفا به واسطه گرانشش تاثیر گذار نبوده ، و به طور عمیق تری در کیهان درگیر بوده است.نتایج تحقیقات این گروه تحت عنوان " ماده تاریک و ستارگان نخستین : فاز جدیدی از تکامل تدریجی ستاره ای" به چاپ رسیده است.
هنگامی که ریز ذرات ماده تاریک به هم فشرده می شوند،از بین می روند.ذارت در فرایند نابودی مقدار زیادی حرارات ایجاد کرده و باعث اختلال در مکانیزم پروسه سرد شدن مولکولی هیدروژن می شوند. همجوشی هسته ای هیدوژن می ایستد و فاز نوین ستاره ای "ستاره تاریک" آغاز می گردد.بدین ترتیب گوی های پرجرمی از هیدروژن و هلیوم به جای همجوشی هسته ای از نابودی ماده تاریک حاصل می آیند.
همچنان که ماده تاریک در این فرایند به مصرف می رسد.مقادیر دیگری از ماده تاریک در سایر نقاط به عنوان جایگزین به سوی هاله جریان خواهند یافت تا هسته همچنان گرم بماند.بدین ترتیب همجوشی هسته ای هیدروژن همانند گذشته دیگر ادامه نخواهد یافت.
از طرف دیگر ممکن است ستارگان تاریک نتوانند برای مدت زیادی دوام بیاورند. همجوشی هسته ای مواد عادی ممکن است سرانجام فرایند نابودی ماده تاریک را مختل نماید.بنابر این سیر تکاملی این دست از ستارگان برای تبدیل شدن به یک ستاره عادی از حرکت نمی ایستد ، بلکه به تاخیر می افتد.
سيارات
ماده تاريك ممكن است از چيزهاي معمولي مثل جنس سيارات تشكيل شده باشد، ولي سياراتي مثل زمين به اندازه كافي جرم ندارند، پس ممكن است ژوپيترها تشكيل دهنده ماده تاريك باشند.
اما اين نظريه چندين مشكل دارد، اول اينكه ما فرض كرده ايم سيارات فقط در اطراف ستارگان شكل گرفته اند، بنا بر اين ستارگان به ميزان بسيار كمي جرم آن ها را بالا مي برند. با اين حساب امگا = 0.005 خواهد بود كه براي تشكيل دادن 88% جرم عالم كافي نيست.
دومين و مهمترين مشكل از تركيب هسته اي مهبانگ (big bang nacleosynthesis) ناشي مي شود. در لحظه تولد عالم وقتي مهبانگ رخ داد عالم ماده اي بسيار گرم تشكيل شده از انواع ذرات بود، در حالي كه عالم بزرگ و بزرگتر و به سردي مي گراييد ذرات ماده معمول مثل الكترون، نوترون و پروتون ها نيز سرد مي شدند و اتمهاي مواد موجود در عالم را تشكيل مي دادند. غالب اين اتمها مربوط به هليوم و هيدروژن هستند.
BBN يك تئوري موفق است كه نه تنها هيدروژن و هليوم را به عنوان بيشترين عناصر جهان معرفي مي كند بلكه نسبت آنها را نيز به درستي بيان مي كند.
اما مسئله اي وجود دارد. مقدار هر ماده اي كه تشكيل مي شود به ميزان ماده معمول تشكيل دهنده اتم (ماده بارنوييك) بستگي دارد و BBN مقدار اين ماده را براي عالم كنوني چيزي در حدود امگا = 0.1 پيش بيني مي كند.
بايد توجه كرد كه اين ميزان ماده بارنوييك براي مواد قابل مشاهده در عالم ما زياد است در نتيجه مقداري ماده معمول تاريك (از جمله سيارات و ستارگان سوخته) وجود دارد اما اين مواد نمي توانند توجيه كننده سرعت خوشه و منحني دوران آنها باشند.
ستارگان تاريك - ژوپيترها، كوتوبه هاي قهوه اي، كوتوله هاي سفيد
ماده معمول ديگري كه مي تواند تشكيل دهنده ماده تاريك باشد ستارگاني هستند كه جرم كافي براي سوختن و درخشان شدن ندارند- كوتوله هاي قهوه اي - يا ژوپيترها - ژوپيترها كوتوله هايي به مراتب (حدود 10 برابر) سنگين تر هستند و به صورت ستارگان بسيار كوچك و كم نور فعاليت دارند. اما اين احتمالات مثل سيارات در مقابل BBN با مشكل مواجه مي شوند و باز باريون كافي وجود ندارد. احتمال اين نيز مي رود كه نظريه BBN اشتباه باشد ولي چون اين نظريه تا كنون بسيار موفق بوده است به دنبال انتخاب هاي ديگري براي ماده تاريك هستيم.
ماده عجيب
اين ماده آنقدر ها هم عجيب نيست فقط ماده اي است كه الكترون، نوترون و پروتون ندارد. بسياري از چنين ذرات شناخته شده اند و چند مورد از آن ها در حد تئوري هستند تا بتوان مشكل ماده تاريك را حل كرد.
نوترينو ها
نوترينو ها ذرات بدون جرمي هستند كه وجودشان ثابت شده و لي دلايلي وجود دارد كه نشان داده گاهي اوقات جرم بسيار كوچكي دارند. در عالم مقدار بسيار زيادي از اين ذرات وجود دارد، با اين حال حتي يك جرم بسيار كوچك تر براي ماده تاريك پر اهميت است. جرمي به اندازه 1/5000 جرم الكترون، امگايي به اندازه 1 بدست مي دهد.
ويمپ ها (WIMPs)
بيشتر انتخاب هاي ماده عجيت در دسته ويمپ ها Weakly Interaching massive particles قرار مي گيرند. ويمپ ها دسته اي از ذرات سنگين هستند كه به سختي با ذرات ديگر واكنش مي دهند از اين ذرات مي توان در تراسنيو ها و آكسيون ها را نام برد.
اثبات وجود ماده تاريك
جاذبه دليل وجود ماده تاريك
وجود يك پديده را از دو روش مي توان اثبات كرد:مشاهده مستقيم پديده يا مشاهده تاثير آن بر پديده هايي كه راحت تر مشاهده مي شوند.
اين مطلب كه در آسمان شب چيزهايي هست كه به راحتي ديده نمي شود و هميشه مورد توجه بوده است. هنگام استفاده از تلسكوپ يا راديو تلسكوپ فقط اشيايي رصد مي شوند كه از خود نور يا امواج راديويي گسيل مي كنند. اما هر پديده اي اين خصوصيات را ندارد حتي سياره خودمان زمين نيز به علت تاريكي بيش از حد قابل مشاهده نيست.
خوشه هاي كهكشاني
مقدار قابل توجهي ماده در بررسي خوشه هاي كهكشاني وجود دارد كه ما نمي توانيم به آساني آنها را ببينيم. خوشه هاي كه از تجمع چند صد تا چند هزار كهكشان يا كهكشان هاي تك در فضا بوجود آمده اند. در دهه 1930، zwicky، Smith، دو خوشه تقريبا نزديك به هم Coma و Virgo را از لحاظ كهكشان هاي تشكيل دهنده و سرعت خوشه ها مورد بررسي قرار دادند، و سرعتي كه بدست آوردند چيزي بين 10 تا 100 برابر مقداري بود كه انتظار داشتند.
معني اين چيست؟ در يك گروه از كهكشان ها مثل خوشه تنها نيروي موثر بر كهكشان ها گرانش است و اين گرانش اثر كششي كهكشان ها بر يكديگر است كه باعث بالا رفتن سرعت آنها مي شود.
سرعت مي تواند مقدار ماده موجود در كهكشان را به دو طريق مشخص كند:
جرم خوشه ها
جرم بيشتر كهكشان باعث مي شود نيروي شتاب دهنده به كهكشان نيز بيشتر شود.
شتاب و سرعت خوشه ها
اگر شتاب يك كهكشان خيلي زياد باشد مي تواند از ميدان جاذبه خوشه خارج شود. اگر شتاب كهكشان بيش از سرعت فرار باشد، خوشه را ترك خواهد كرد.
به اين ترتيب همه كهكشان ها سرعتي پايين تر از سرعت فرار (گريز) خواهند داشت. و با اين نگرش مي توان جرم كل خوشه را حدس زد كه مقدار قابل توجهي از ميزان مشاهده شده است. با اين حال اين نظريه به علت اينكه مبني بر مشاهده بود و مشاهدات غالبا با اشتباه همراهند مدت طولاني مورد توجه قرار نگرفت.
هنگامي كه چيزي به وسعت يك خوشه كهكشاني نگاه مي كنيد با اينكه ممكن است سرعت ها زياد باشند در مقابل وسعت خوشه ها چيزي به حساب نمي آيند پس مشاهده مداوم يك خوشه در طي چندين سال تصوير يكساني از آن بدست مي دهد. ما نمي توانيم كهكشان هايي را كه بدون الگو حركت مي كنند با دقت ببينيم. پس يك كهكشان با سرعت زياد ممكن است از خوشه جدا شده باشد يا اصلا متعلق به خوشه نباشد. حتي ممكن است بعضي از كهكشان ها فقط مقابل كهكشان هاي ديگر در راستاي خط ديد آنها باشند. با اين حساب اين كهكشان گمراه كننده خواهد بود.
منحني حركت انتقالي كهكشان ها
دلايل قابل اعتماد تري در دهه 1970 در پي اندازه گيري منحني هاي دوران كهكشان ها ارايه شد. علت قابل اعتماد تر بودن آنها اين است كه اطلاعات موثق تري در مورد تعداد يشتري كهكشان دست مي دهند.
از گذشته مي دانستيم كه كهكشان ها حول مركز شان دوران دارند درست شبيه به چرخش سيارات به دور خورشيد و مانند سيارات از قوانين كپلر پيروي مي كنند. اين قوانين مي گويند سرعت چرخشي حول يك مركز فقط به فاصله از مركز و جرم موجود در مدار بستگي دارد.
پس با پيدا كردن سرعت چرخش يك كهكشان مي توانيم جرم موجود در كهكشان را محاسبه كنيم. همان طور كه در كناره هاي كهكشان ميزان نور به سرعت كم مي شود انتظار مي رود سرعت چرخش نيز پايين بيايد ولي اين اتفاق نمي افتد و سرعت در همان ميزاني كه محاسبه شده بود ثابت مي ماند و اين مطلب آشكارا نشان مي دهد در كناره هاي كهكشان جرمي وجود دارد كه ما نمي بينيم. اين آزمايش در مورد چندين كهكشان حلزوني - از جمله كهكشان راه شيري خودمان - انجام شده و هر بار به همين نتيجه رسيده است. و اين محكمترين و بهترين اثبات براي وجود ماده تاريك است
ميزان وجود ماده تاريك
چه ميزان ماده تاريك وجود دارد؟
كيهان شناسان ميزان موجود در عالم را با پارامتري به نام امگا مورد بحث قرار مي دهند. در يك عالم بسته يعني عالمي كه جرم آن در حدي است كه عاقبت در خود فرو مي ريزد امگا بيش از 1 تعريف مي شود. در يك عالم باز يعني عالمي كه تا ابد اجزاي آن در حال دور شدن از يكديگر هستند امگا كمتر از 1 است و يك عالم مسطح به طور ايده آل امگايي برابر 1 خواهد داشت.
ميزان ماده قابل مشاهده موجود در عالم در حدود 0.05 = امگا است و به هيچ وجه بيش از آن نمي باشند. نظريه پردازان مايلند امگاي عالم را چيزي 1 در حدود در نظر بگيرند به آن معني كه ماده تاريك 0.95 = امگا يا 95% عالم را تشكيل داده است.
اما در صورتي كه واقع بينانه تر نگاه كنيم مي بينيم كه دانشمندان دليلي براي بيشتر بودن اندازه امگا از 0.4 ندارند با اين حساب ميزان ماده تاريك 0.35 امگا خواهد بود كه 88% جرم عالم است.
مي بينيم كه 88% عالممان كاملا ناشناخته است.
به نقل از سي پي اچ تئوري
مقدمه
اما در صورتی که واقع بینانهتر نگاه کنیم میبینیم که دانشمندان دلیلی برای بیشتر بودن اندازه امگا از 0.4 ندارند با این حساب میزان ماده تاریک 0.35 امگا خواهد بود که 88% جرم عالم است. میبینیم که 88% عالم ما کاملا ناشناخته است!
ماده تاریک را دیدهاند!
برخی از شبیه سازیهای رایانهای نوین نشان میدهند صفحات غباری که اطراف برخی از کهکشانها وجود دارد، ممکن است کار یافتن مکان توزیع ماده تاریک را آسان کند. اکثر کهکشانها در صفحه استوایی خود صفحهای از گاز و غبار دارند، اما آنچه اخترشناسان برای تعیین چگونگی توزیع ماده تاریک به آن نیاز دارند، صفحهای غباری است که 9 کمی نسبت به استوای کهکشان کج باشد. چنین صفحهای اخترشناسان را به رانش گرانشی ناشی از توده ماده تاریک راهنمایی میکند. یافتن چنین کهکشانی کار سختی است، اما اخیرا کهکشان عدسی مانندی به نام NGC4753 یافت شده است این خصوصیات را دارد.
این کهشکان از قدر 9.9 که در صورت فلکی صفحه گازی پیرامون NGC4753 با ماده تاریک اطراف آن سنبله واقع است و حدود 28 میلیون سال نوری از زمین فاصله دارد، مواد زیادی را از کهشکان دیگری ربوده است. این ربایش حدود 500 میلیون سال قبل یا حتی کمی دورتر از این روی داده است (زمان ربایش ماده از روی سرعت چرخش این کهکشان محاسبه میکنند).
صفحه گاز و غبار پیرامون این کهکشان حدود 15 درجه با صفحه چرخش آن زاویه دارد.
اگر این اختلاف زاویه وجود نداشت، کل صفحه در فضای اطراف کهکشان پخش میشد و کهکشان شکل مسطحتری مییافت، اما اکنون با این اختلاف زاویه سرعت و حرکت و حتی جهت حرکت تغییر مییابد، از همین تغییرات میتوان به تمرکز مواد تاریک و توزیع آن در کهشکان پی برد. شبیه سازیهای رایانهای که از دادههای رصدی این کهکشان بدست آمده است، پیچ خوردگیهای فراوانی را در صفحه غباری پیرامون آن نشان میدهد.
نتایج شبیه سازیها
در طول زندگی انسان ، ستارگان بیشمار راه شیری عملا بدون تغییر به نظر میرسند. گاهی یک نواختر (ستارهای که بطور ناگهانی و انفجاری مقادیری عظیم انرژی از خود آزاد میکند) ، ناگهان ظاهر آشنای یک صورت فلکی را به مدت چند هفته عوض میکند و دوباره کم نورتر میشود. منظره زیبایی که یک ابرنواختر در آسمان پدید میآورد، بسیار نادر است. ستارگان نیز در نهایت تغییر میکنند و هیچ کدام تا ابد پایدار نمیمانند. ستاره ، هنگامی که انبار عظیم سوخت هستهای آن به پایان برسد، میمیرد. ستارگان بسیار جوان هنوز در میان گازهایی که از آن شکل میگیرند، پنهان هستند.
● ستاره بعد از تولد
بعد از آنکه ستاره شکل میگیرد (تولد ستاره)، بلافاصله حیاتی پایدار بدست میآورد. در همین زمان واکنشهای هستهای در داخلیترین هسته ستاره ، هیدروژن را به هلیوم تبدیل میکند و انرژی آزاد میگردد. سرانجام همه هیدروژن درون آن به مصرف میرسد. بعد از این ، تغییراتی در لایههای درونی ستاره آغاز میشود. در حالی که واکنشهای جدیدی از هلیوم شروع میشوند، لایههای بیرونی باد میکنند تا ستاره را به اندازه غول برسانند.
در اثر تغییرات زیاد ، ستاره به مرحله متغیر بودن میرسد. در نهایت هیچ منبع ممکن برای آزادسازی انرژی باقی نمیماند. ستارگان کوچکتر در اثر انقباض به کوتولههای سفید تبدیل میشوند. ستارگان سنگینتر بهصورت ابرنواختر منفجر میشوند. ماده بیرون ریخته از یک ابرنواختر ، بخشی از گاز بین ستارهای را تشکیل میدهد که زادگاه ستارگان جدید است.
● سحابی سیارهای
ستارگان در یکی از آخرین مراحل زندگی خود ، قبل از آن که به کوتوله سفید تبدیل شوند، منظره بسیار زیبایی در آسمان بوجود میآورند. این مرحله سبب پیدایش سحابیهای سیارهای میشود. یک سحابی سیارهای هنگامی تشکیل میشود که ستاره مرکزی آن ، لایهای به بیرون پرتاب کند. لایه گاز همانند حلقهای از دود منبسط میشود.
● تأثیر نیروی گرانش بر زندگی ستارگان
سراسر زندگی ستاره به یک میدان نبرد شبیه است. نیروی گرانش سعی دارد که ستاره را منقبض کند، ولی با مقاومت فشار رو به بیرون ستاره مواجه میگردد. سرانجام ستاره تحلیل میرود و گرانش ، کنترل را بدست میگیرد. در این حالت ستاره شکل کاملا متفاوت با ستارهای معمولی و سالم به خود میگیرد.
● مراحل مختلف زندگی ستاره
۱) تشکیل کوتوله سفید
نیروی گرانش یک نیروی جاذبه است، لذا ذرات ماده در اثر این نیرو به هم نزدیکتر میشوند. همچنین چون نیروی گرانش با جرم ذرات نسبت مستقیم دارد و نیز چون جرم ستاره فوقالعاده زیاد است، لذا جاذبه گرانشی درون آن بسیار شدید خواهد بود. به عنوان مثال در اعماق خورشید فشار در فاصله یک دهمی سطح تا هسته ، تقریبا یک میلیون بار بیشتر از فشار جو در سطح زمین است. در این فاصله فشار تا هزار میلیون بار بیشتر از فشار جو زمین صعود میکند. این فشار با مقاومت گازهای داغ درون خورشید مواجه میشود. این گاز توسط کوره هستهای گرم نگه داشته میشود.
هنگامی که آتش هستهای رو به کاهش میگذارد، گاز داغ درون ستاره سرد میشود. بنابراین نیروی گرانش غالب میشود. آنچه در این مرحله روی میدهد، به جرم ستاره بستگی دارد. ستارهای رو به مرگ مانند خورشید ، درهم فرو میریزد تا به اندازه زمین برسد. در این روند هیچ انفجار واقعی و قابل توجه رخ نمیدهد. ستاره فقط به تودهای از خاکستر رادیواکتیو تنزل پیدا میکند و به آرامی سوسو میزند. در این حالت ستاره به یک کوتوله سفید تبدیل میشود. یک فنجان از ماده آن یک صد تن وزن دارد.
۲) تشکیل ستاره نوترونی
اگر جرم ستارهای بیشتر از خورشید باشد، فشار فرو ریزش مرحله کوتوله سفید را نیز پشت سر میگذارد و متوقف نمیشود. فرایند فرو ریزش تا جایی که قطر ستاره به حدود ده کیلومتر برسد، ادامه پیدا میکند. در این نقطه ، ستاره گلولهای چگال از ذرات هستهای است که آن را ستاره نوترونی مینامند. یک فنجان از ماده آن ، یک میلیون میلیون تن وزن دارد.
۳) تشکیل تپ اختر
برخی از ستارگان نوترونی به سرعت میچرخند و در هر بار چرخش ، تابشهایی در محدوده امواج رادیویی گسیل میکنند. اینگونه ستارگان نوترونی ، تپ اختر نامیده میشوند.
۴) تشکیل ابرنواختر
یک ستاره نوترونی بدون وقوع یک انفجار شدید اولیه شکل نمیگیرد. ستاره رو به مرگ ، ممکن است در چند ثانیه آخر حیات خود ، به صورت یک ابرنواختر شعلهور شود. درخشش آن چند روز از تمام کهکشانها پیشی میگیرد. از بخش مرکزی ابرنواختر ، یک ستاره نوترونی تشکیل میشود.
۵) تشکیل سیاهچالهها
یک ستاره رو به مرگ ، مثلا با جرمی ۱۰ برابر جرم خورشید چنان زیر بار گرانش تولید شده قرار میگیرد که هیچ نیرویی نمیتواند در برابر فرو ریزش آن مقاومت کند. وقتی که چنین ستارهای منقبض میشود و به اندازهای در حدود دو کیلومتر میرسد، گرانش به حدی زیاد میشود که سرعت گریز از سطح آن به بیشتر از سرعت نور میرسد.
از موشک گرفته تا ذرات نور و علائم رادیویی ، هیچ یک نمیتوانند از سطح آن بگریزند. این گرانش به قدری نیرومند است که همه چیز را به طرف خود میکشد. ما فقط میدانیم که در این حالت ، ستاره به یک سیاهچاله تبدیل میشود. سیاهچالهها را نمیتوان دید، چون نور نمیتواند از سطح آن بگریزد.
● عقاید انسانها در مورد ستارگان
از یک نظر زمانی هر یک از ما درون ستارگان بوده است و از دیدگاه دیگر ، هر کس روزگاری در فضای خالی و گسترده بین ستارگان جای داشته است. بالاخره اگر برای جهان آغازی در نظر گرفته شود، زمانی هر یک از ما در آن آغاز حضور داشته است. به این معنی که هر مولکول بدن ما ، دارای موادی است که روزگاری در مرکز داغ و پر فشار یک ستاره جای داشتهاند. در این نقاط بود که آهن موجود در سلولهای قرمز خون ، شکل گرفته است.
ادامه مطلب
ادامه مطلب

30-ماهی طلایی بزرگترین سحابی گازی و بسیار بزرگتر از سحابی بزرگ جبار است. روشنی فوق العاده آن بسی آشکارتر میبود اگر در کهکشان ما جای میداشت. در واقع اگر 30-ماهی طلایی به فاصله جبار از ما میبود، 30 بار روشنتر از شعرای یمانی به نظر میرسید. ستاره S-ماهی طلایی در ابر ماژلانی بزرگ ، بی شک درخشانترین ستاره شناخته شده و یکی از ستارگان موسوم به متغیرهای نامنظم است. این ستاره به هنگام حداکثر روشنی600،000 بار و بنابر بعضی از محاسبات 2،000،000 بار پر نورتر از خورشید است. ابر ماژلانی با سرعتی بیش از 250 کیلومتر در ثانیه از ما دور میشود![]()

ماه گرفتگی در شامگاه 26 مرداد 1387 برابر با 14 شعبان 1429 هجری قمری و مطابق با 16 آگوست 2008 با ورود ماه به بخش نیمسایه زمین در ساعت 22:53:07 به زمان رسمی ایران آغاز میگردد. به دلیل غلظت بسیار کم نیمسایه تشخیص خسوف نیمسایهای با ابزار رصدی از قدر 20 الی 30 درصد ممکن است و تشخیص آن با چشم غیرمسلح ممکن است به بیش از 50 درصد نیز برسد.


اما خسوف جزئی عمیق فرصت بسیار مناسبی برای مشاهده، تحقیق، بررسی و تحلیل غلظت جو زمین و عبور نور از آن و همچنین مقیاس خارجی برای تحلیل مقیاس دانژون خواهد بود. البته مقیاس دانژون تنها برای خسوف کلی طراحی شده است. ولی همانطور که میدانید این مقیاس تنها برای بخش مرکزی سایهی زمین طراحی شده است و نمیتواند تحلیل مناسبی را در تمام طول خسوف کلی انجام دهد. ولی با تحلیل لبههای سایه میتوان به نتایج جالبی از تحلیل رنگ در خسوفهای کلی رسید که البته این مسأله را تنها در خسوفهای مماسی با سایه زمین مانند این خسوف جزئی فوق میتوان یافت. از طرفی عکاسی دقیق و پیوسته با نوردهی بلند مدت از این خسوف میتواند باعث تحلیل ارزشمندتری شود. البته در زمان گرفت جزئی، بخش کمی از ماه روشن خواهد بود و زمان مناسبی نیز برای رصد آسمان را برای شما فراهم خواهد نمود.

در زمان خسوف، ماه در صورت فلکی جدی و در نزدیکی سیارهی نپتون به سر میبرد.
خسوف بعدی در آسمان ایران شامگاه 21 بهمن 1387 رخ میدهد که قسمتی از آن که به صورت نیمسایهای است، مقارن با طلوع ماه قابل مشاهده است.
احمد الستی
منبع ناسا
برای 11 مرداد برنامه ای در نظر دارید؟ اگر در تور های مسافرتی ثبت نام نکرده اید دست نگه دارید! سازمان فضایی ناسا برنامه ای خاص برای کسوف در نظر گرفته است!

سحابی ها در واقع ابرهایی از ذرات گاز و غبار در فضا هستند،که پیرامون هم گرد آمده اند

سحابی ها در واقع ابرهایی از ذرات گاز و غبار در فضا هستند،که پیرامون هم گرد آمده اند. گاز ها به طور عمده از هیدروژن و ذرات غبار از کربن و سیلیس تشکیل شده اند. این واژه در لاتین نیز به معنای ابر می باشد.
در سال های گذشته از آن جا که اجرام ژرف آسمان در میان سایر ستارگان به صورت نقاطی تار نمایان می شدند، اختر شناسان برای نام گذاری آنها از همین واژه تحت عنوان سحابی های فراکهکشانی استفاده می نمودند. اما با گذشت زمان و به یاری تلسکوپ های پیشرفته، مشخص شد که در حقیقت این نقاط مبهم، کهکشان ها هستند،(سیستمی متشکل از صد و پنجاه میلیارد ستاره ،که حول محور کهکشان در گردشند
همانطور که پیش از این نیز اشاره شد،امروزه دانشمندان از واژه سحابی فقط برای نام گذاری، ذرات گاز و غبار استفاده می کنند
سحابی های گازی به صورت کلی در دو دسته طبقه بندی می شوند.1. سحابی پخشنده 2. سحابی سیاره نما. سحابی پخشنده نیز به سه دسته گسیلشی ،بازتابی و تاریک تقسیم می شود
سحابی گسیلشی،ابری است از ماده که در آن ستارگانی بسیار درخشان و سوزان جای دارند،نور این ستارگان در طیف فرابنفش باعث برانگیختگی اتم های گاز شده و در نتیجه نور نسبتا فراوانی از سحابی گسیل می شود.

سحابی جبار در کمربند صورت فلکی شکارچی
نمونه ای از سحابی گسیلشی است.
به عقیده دانشمندان سحابی های گسیلشی در واقع زایشگاه ستاره ای هستند.محلی که در حدود 100 هزار ستاره با اندازه ای برابر خورشید در آن متولد می شوند.گرانش بسیار زیاد، باعث می شود، ذرات گاز و غبار با هم برخورد کرده و جذب یکدیگر شوند،در طی میلیون ها سال با متراکم شدن این ذرات در دما و فشار بسیار زیاد،ستاره بو جود می آید و شروع به تابش می کند
اگر ستارگانی که در درون و یا اطراف سحابی وجود دارند، از نوع سرد باشند(نسبت به ستارگانی که در سحابی های گسیلشی جای دارند)،به دلیل تابش ضعیف نور فرابنفش قادر به بر انگیختن ذرات گاز نیستند،در نتیجه سحابی قادر به گسیل نور نخواهد بود،بلکه نور ستارگان اطراف را بازتابش می کند.به این گونه از سحابی ها ،سحابی بازتابی می گویند، طیف نوری که از این سحابی ها بازتاب می شود ، با طیف نور ستارگان یکسان است

از نوع سحابی بازتابی می باشند
دسته سوم ،سحابی های تاریک هستند. در اطراف این نوع سحابی ها که از ابر های تیره تشکیل شده اند، ستاره ای وجود ندارد،در نتیجه نه تنها هیچ نوری گسیل و یا بازتاب نمی کنند بلکه نور ستارگانی که در پشت آنها واقع شده اند را جذب نموده و مانع از رسیدن آن به زمین می شوند

سحابی سر اسب،نمونه ای از یک سحابی تاریک است
سحابی های سیاره ای از بقایای انفجار غول های سرخ و یا پس مانده ابر نواختر ها بوجود می آیند ، ذرات باقی مانده لایه هایی را بوجود می آورند.این لایه ها به نوبه خود از پوسته ای نازک و نا منظم گازی منبسط، تشکیل شده اند.سحابی های سیاره ای هنگامی که توسط تلسکوپ های کوچک مشاهده می شوند ،همچون سیاره ای می نمایند

IC 418
سحابی سیار نمایبا بافتی غیر طبیعی که عامل بوجود آمدنش هنوز ناشناخته است
ادامه مطلب
نظریه جدید دانشمندان اختر فیزیک : سفر در زمان
یکی از جالبترین افکار بشر ، ایده جابجایی در بعد زمان است. البته اگر از یک بعد دیگر به قضیه نگاه کنیم همه ما مسافر زمان هستیم...... ادامه مطلب
| Design By : isfastro-clob |





